تبلیغات
مطالب علمی - رالیسم و بررسی آن در برنامه درسی


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

رالیسم و بررسی آن در برنامه درسی

نوشته شده توسط:ارسلان مرتضی
یکشنبه 28 آبان 1391-10:28 ب.ظ

رالیسم نیز مانند ایده آلیسم یکی از قدیمی ترین فلسفه ها در فرهنگ غرب است که تاریخ آن به یونان باستان بر می گردد. رالیسم نیز دارای شاخه های متعددی می باشد از جمله می توان به رالیسم کلاسیک، علمی طبیعی و عقلانی اشاره کرد. شاید اصلی ترین شاخه رالیسم همان باشد که به نظریه استقلال مشهور است. صاحب نظران این مکتب اعتقاد دارند که واقعیت، معرفت و ارزش، مستقل از ذهن انسان وجود دارد به تعبیر دیگر رالیسم عقیده ایده آلیست ها را که تنها اندیشه ها واقعی هستند را مردود می داند یعنی رالیست ها معتقدند که ماده واقعی است نمونه روشنی ازواقعیت مستقل می باشد.

نظریه پرداز اصلی این مکتب ارسطو می باشد. او معتقد بود که بدن و ذهن انسان همانگونه که افلاطون آنان را در تضاد با هم می دید، با یکدیگر مخالف نمی پنداشت او معتقد بود که بدن ابزاری است که به وسیله آن اطلاعات را از طریق ادراک حسی دریافت می کنیم. اطلاعات خام حسی به وسیله استدلال ذهنی سازماندهی می شوند و ذهن از این طریق به اصول کلی می رسد.

رالیست ها همچون ارسطو و توماس آکویناس معتقدند که معلم واقعی خداست. اما اگر انسانی تدریس می کند تنها توسط نمادها به چنین کاری موفق می شود. ذهن آدمی به صورت مستقیم نمی تواند با ذهن انسان دیگر ارتباط برقرار کند بلکه این ارتباط غیر مستقیم است. تنها خدا می تواند مستقیما به درون یعنی به روح آموزش دهد. تنها کاری که از دست معلم بر می آید تلاش برای برانگیختن و هدایت یادگیرنده از طریق علائم، نمادها و تشویق است.

از دیدگاه رالیست ها راه منتهی به روح ( خدا) از خلال حواس جسمانی عبور می کند و تعلیم و تربیت این راه را باید برای موفقیت در آموزش بکارگیرد. از نظر این دیدگاه کودک می تواند دانش را از طریق داده های حسی کسب کند و دانش می تواند آدمی را به خدا برساند به شرطی که یادگیرنده از دیدگاهی مناسب به موضوع بنگرد.

واتیهد از جریان موزون تعلیم و تربیت بر حسب سه مرحله اصلی سخن به میان می آورد. مرحله اول که از تولد تا 14سالگی ادامه دارد مدحله تجربه است. ویژگی اساسی کودک در این مرحله کشف مسائل ساده، طرح سئوال و کسب تجربه های جدید است. مرحله دوم که ازچهار سالگی شروه و تا هجده سالگی را شامل می شود مرحله دقت نام دارد و ویژگی اصلی آن مطالعه منظم دانش ویژه و خاص است. مرحله سوم که از هجده سالگی شروع  و تا حدود بیست و دو سالگی ادامه می یابد، مرحله سوم تعمیم است. در این مرحله تاکید می شود که دانش پژوهان افرادی موثر و قادر به کاربرد اصول دانش در زندگی و استفاده از تجربه های بلافصل می باشد.

رالیست ها معتقدند که برنامه درسی باید شامل دروسی همچون خواندن، نوشتن، نقاشی کردن، جغرافیا، کیهان شناسی، حساب، تاریخ، اخلاق و قانون باشد. یکی دیگر از ویژگی های تاریخی برنامه درسی رالیست ها استفاده از مطالعات عینی در تعلیم و تربیت است. به عنوان مثال کمنیوس متخصص الهیات و مربی قرن ششم اولین کسی بود که استفاده زیاد ازتصاویر را در فرایند آموزشی توصیه نمود.

در حالت کلی رالیست ها با اندیشه جان لاک که ذهن کودک را به لوحی سفید تشبیه کرد موافق هستند در حالی که ایده آلیست ها عکس این قضیه را مورد قبول قرار می دهند.

رئالیسم که در فارسی "واقع‌گرایی" و "اصالت واقع" نامیده می‌شود، تقریبا نقطه‌ی مقابل ایده‌آلیسم بوده و برای اشیای مستقل از ذهن و فکر ما واقعیت قایل است. رئالیسم، اشیاء را آن‌چنان که هستند، قبول دارد و از تعبیر و تفسیر جهان خارج طبق تجربه‌های شخصی خودداری می‌کند. آنچه که در این مقاله آورده شده است، چکیده‌ آرای فیلسوفان و رئالیست‌های غربی است.

 

دو اصل فلسفه‌ی رئالیسم

1. اصل استقلال(ناپیوستگی): یعنی وجود جهان، اشیاء و حوادث در روابط بین اشیاء و حوادث به انسان بستگی ندارد. به عبارت دیگر، جهان، مستقل از ذهن و عقل انسان وجود دارد، اگرچه انسانی نباشد که آن را درک کند.

 

2. اصل قابلیت شناسایی: یعنی جهان آن‌چنان که هست، قابلیت شناخته‌شدن را دارد. به بیان دیگر، جهان را آن‌چنان که وجود دارد، می‌توان شناخت.

 

  واقع‌گرایان غربی به منطق استقرایی(تفکر از جزء به کل) و روش علمی معتقدند و میان پدیده‌های جهان به روابط علت و معلولی عقیده دارند و جهان را مکانیکی می‌پندارند.[1]

 

مفهوم رئالیسم

  اندیشه‌های واقع‌گرایانه، تاریخی طولانی دارد. معمولا ارسطو را پدر فلسفه‌ی واقع‌گرایی می‌دانند. از زمان وی تاكنون فیلسوفان واقع‌گرا هر كدام تفكرات متفاوت داشته‌اند و هرچه به زمان حال نزدیك‌تر می‌شویم، بر گستره‌ی تفكرات رئالیستی افزوده می‌شود. عمده‌ترین معیار برای تمایز رئالیست از ایده‌آلیست، پذیرش جهان مادی و طبیعی به عنوان یك واقعیت غیرقابل‌كتمان است و اینكه دانش‌ها و ارزش‌ها، مستقل از ذهن انسان وجود دارند. با این حال، برخی از متفكران رئالیست علاوه بر عالم مادی به عالم غیرمادی نیز باور دارند. از اینرو برخی از اندیشمندان، رئالیست‌ها را به واقع‌گرایان علمی یا طبیعی و عقلانی یا قدیمی تقسیم كرده‌اند.[2]

  واقع‌گرایان طبیعی یا علمی، جهان را مستقل از ذهن و زیر سیطره‌ی قوانین طبیعی می‌دانند و می‌گویند وظیفه‌ی علم این است كه به شناخت هستی طبیعی بپردازد. در تربیت نیز بیشتر به پرورش حواس و تشویق شاگردان به مشاهده و تجربه تمایل دارند. آنها جریان تربیت را شكل دادن به رفتار انسان دانسته و با تلقی كردن انسان به عنوان موجودی زیستی اجتماعی، او را برای سازگاری با محیط طبیعی و اجتماعی آماده می‌كنند.

  اما واقع‌گرایان عقلانی یا قدیمی(كلاسیك یا سنتی)، معتقد به دو بعد جسم و روح در كل وجود انسان هستند. آنها انسان را با وجود جسمانی روحانی بودنش به صورت یك كل، مورد توجه قرار داده و معتقدند كه از آنجا كه كل هستی به‌طور طبیعی دارای چنین جنبه‌هایی است، بنابراین برخورد ما با كل وجود انسان بدون توجه به دو جنبه‌ی وجود او، باید یكسان باشد. واقع‌گرایی عقلانی، غرض اصلی از تربیت را، سعادت انسان می‌پندارد و تحقق آن را در پرورش انسانی متعادل كه دارای قوای جسمانی و روحانی هماهنگ باشد، امكان‌پذیر می‌داند.[3]

 



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 30 آبان 1391 12:43 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر