تبلیغات
مطالب علمی - قصص قرآنی و الگو های متاثر از آن (به نقل از آقایان ابراهیمی و رویان )


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

قصص قرآنی و الگو های متاثر از آن (به نقل از آقایان ابراهیمی و رویان )

نوشته شده توسط:ارسلان مرتضی
جمعه 26 آبان 1391-11:39 ب.ظ

الگوهای قرآن کریم در قصص قرآن کریم:

قرآن کریم برای بهره برداری از شیوه های الگوسازی بسیار غنی است. به ویژه آن که اغلب الگوهای قرآنی که در قالب داستان آمده اند، جوان و تأثیر گذارند(ماهنامه پیوند، 1382).

 

شیوه ی تربیتی قرآن برای ارائه الگوهای عبرت آموز:

در شیوه های تربیتی قرآن برای ارائه الگوهای عرت آموز دو نکته قابل توجه است:

نخست آن که عبرت آموزی مستلزم داشتن چشمی بینا و عقلی شگرف و درون یاب و دلی بیدار است.

دوم آن که جهت گیری عبرت آموزی در قالب داستان های قرآنی و آیا الهی حرکت در جهت دستیابی به این نتایج است: عصمت و پاکدامنی، بی رغبتی به دنیا، کاهش لغزش و خطا، شناخت خویشتن، کوتاه شدن طمع، فهم و درک شایسته و اهل تقوا نشدن.

در داستان های قرآنی، علاوه بر تحریک عواطف، پرورشی تعقل و خردمندی نیز وجود دارد قصص قرآن کریم، روابط اخلاقی و تربیتی میان انسان ها را به وضوح ترسیم می کند و در نهایت این فضایل اخلاقی است که بر پستی ها و فرومایگی ها چیره می گردند(مجله پیوند، 1382).

نمونه هایی از الگوهای تربیتی قرآن:

به رغم وجود عوامل محدود کننده انسان مانند وراثت و طبیعت و جامعه و... انسان می تواند به اراده خود مسیر خودش را بر گزیند و از حصار عوامل کننده در اطراف خود بیرون آید، حتی این توانایی را پیدا می کند که سرنوشت جدیدی برای جامعه و تاریخ خود رقم بزند.

به عنوان نمونه می توان گفت الگوهای قرآنی این قبیل موارد هستند:

یوسف، قهرمان مقاومت در مقابل شهوت.

اسماعیل، نماد تسلیم در مقابل فرمان خدا.

نوح، الگوی پایداری و استقامت در تبلیغ دین.

ایوب، قهرمان صبر و تحمل در شداید روزگار و غیره.

قرآن در همه ی این موارد می فرماید: اینان کسانی اند که خدا هدایتشان کرده است، پس به هدایت آنان اقتدا کن.(رستمی زاده، مجله پیوند، 1382).

بهترین الگوی تربیتی قرآن:

قرآن کریم حضرت محمد(ص) را سر مشق و الگوی مطلق در همه ی ابعاد زندگی برای همه خداجویان و کسانی که اعتقاد به رستاخیز دارند معرفی می کند. .(رستمی زاده، مجله پیوند، 1382).

آسیب شناسی(امور سلبی در ایفای نقش تربیتی معلم در دوره ی ابتدایی):

1-   مقایسه ی دانش آموز با دانش آموز غیر هم تراز.

2-   ملامت و سرزنش دانش آموز در حضور دیگران.

3-   تولید اضطراب و افسردگی در دانش آموزان به خاطر امتحان یا نمره و...

4-   تحقیر دانش آموز.

5-   تبعیض در محبت به دانش آموزان.

6-   آموزش و نمره محوری محض در نگرش معلم و غفلت از دیگر ظرفیت های وجودی مؤثر در شخصیت دانش آموزان.

7-   آموزش و نمره محوری محض در نگرش مدیر مدرسه نسبت به ارزیابی معلم.

8-   زیاد بودن تعداد دانش آموزان کلاس و محروم شدن بعضی از آنان از توجه و اعتنای معلم.

9-   فقدان وزانت و متانت در پوشش یا رفتار و کلام برخی معلمان.

10- کم بودن آستانه ی تحمل برخی معلمان و واکنش شتاب زده در برابر پاره ای از رفتارهای دانش آموز که به اقتضای سن او صورت می گیرد.

11- بی توجهی به ظرفیت دانش آموز.

12- غفلت از تفاوت های فردی دانش آموزان(پیشنمازی، ماهنامه تربیت، 1389).

پیام های کوتاه برای معلمان ارجمند در مورد نقش تربیتی آنان در مدرسه:

·      قلمرو اثرگذاری مللمان دل و جان شاگردان است، نه فقط محدوده ی جمجمه ی آنان.

·      برای یاددهی، بیش از آن که گوش به کار آید، چشم به کار می آید. ما چرا فقط شنیدنی ها را می گوییم و دیدنی ها و تجربه شدنی ها را نمی جوییم؟

·      خداوند برای فهماندن و فهمیدن، چندین حس در وجود آدمی نهاده است، اما شگفتا که ما گویی فقط حس شنوایی را به رسمیت می شناسیم.

·      تغافل یعنی بزرگ منشانه خود را به غفلت زدن؛ کاری که معلمان هنگام هنگام خطاهای کوچک شاگردا، خوب بلدند.

·      کار معلم بریدن زنجیرهایی است که دانش آموزان را از رشد باز می دارد.

·      رفتار معلم، تدریس بی کلام است.

·      علم را می توان با زبان آموخت، ولی فضیلت را فقط با عمل.

·      جسم را می توان با اجبار و الزام تسلیم کرد، ولی روح فقط با محبت همراه می شود.

·      انضباط لازم است، ولی با رفتارمان آن را به دانش آموزان آموزش دهیم.

·      در سرزمینی که معلمانش عزیزند و تناورانه می پرورند، چه باک از آسیب های فرهنگی؟

·      وقتی می توان با یک رفتار خوب، ده ها پیام را منتقل کرد، چرا سعی کنیم با ده ها جمله، فقط یک پیام را منتقل کنیم؟

·      معلم خوب، هر روز به تکالیف بچه ها سر می زند و معلم خوب تر به تکالیف خود.

·      اگر قدرت نفوذ گفتار را به شمع تشبیه کنیم، قدرت نفوذ رفتار را باید به تابش آفتاب تشبیه کنیم.

·      معلمان اگر فقط درس تخصصی خود را آموزش دهند، پس چه کسی آداب زندگی را به دانش آموزان بیاموزد؟

·      معلمی که خشم خویش را فرو می نشاند، درس هم زیستی می دهد.

·      نشاط و شادابی بچه های کلاس بهترین گواه دل سوزی و تلاش معلم است.

·      نپذیرفتن رفتارهای طبیعی و ذاتی بچه ها مقاومتی بی ثمر در نظام خلقت است.

·      خارج قسمت کاری که معلمان در تعلیم و تربیت انجام می دهند، رستگاری آدم هاست.

·      معلم پیام دانش آموزان را از نگاهشان می خواند.

·      معلم در پی رسیدن به لحظه ای است که قلب ها با پیام نگاه او بتپند.

·      موفقیت معلم را تنها در آینه ی شادابی و شکوفایی شاگردان می توان دید.

·      معلم می داند که برای یادگیری، صدها نگاه شخصیت و رفتار او را هدف قرار می دهند.

·      دانش آموزان برای تابلوهای دلشان از منش، آراستگی و متانت معلم تصویر برداری می کنند.

·      وقتی معلم در بازی بچه ها و فعالیت جمعی آنان شرکت می کند. احساس بزرگی را به آنان هدیه می کند.

·      معلم اول به مقبولیت می اندیشد و سپس تعلیم و تربیت را آغاز می کند.

·      معلم محبت می کارد و مقبولیت درو می کند.

·      حضور معلم در فعالیت های جمعی دانش اموزان از او نمی کاهد؛ به دانش آموزان می افزاید.

·      از کتاب معلم، یک درس؛ از رفتار معلم، هزاران.

·      معلمان در همه حال معلم اند؛ در کلاس، در فراغت، در کوچه و در خیابان.

·      معلم ها چشمی دارند برای گشودن و چشمی برای فرو بستن.

·      دانش آموز تا احترام نبیند، درس را فرا نمی گیرد.

·      مگر می توان عاشق بچه ها نبود و معلم بچه ها بود؟

·      کلاس درس محلی است که در آن اخلاق و رفتار معلم، ضرب در تعداد بچه ها                    می شود(پیشنمازی، ماهنامه تربیت، 1389).



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 30 آبان 1391 12:43 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر