تبلیغات
مطالب علمی - آزوبل 1


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

آزوبل 1

نوشته شده توسط:ارسلان مرتضی
پنجشنبه 18 خرداد 1391-11:55 ق.ظ

یادگیری معنادار كلامی (آزوبل)منظور از یادگیری معنادار كلامی این است كه محركی یا مفهومی در ساخت شناختی یادگیرنده دارای سابقه باشد ، اما اگر مفهوم یا اندیشه‌ای لفظ به لفظ آموخته شود و دارای سابقه ذهنی نباشد آن را یادگیری طوطی‌وار می‌نامند .برای این‌كه درس معلم موفقیت‌آمیز باشد ، باید به ساخت شناختی یادگیرندگان پی برد ، برای انجام این منظور باید به وسیله‌ی آزمون‌های معلوماتی و سوابق تحصیلی (تشخیصی) حدود معلومات دانش‌آموزان را قبلاً تعیین نمود و پس از آن باید قبل از آغاز درس جدید از پیش سازمان‌دهنده بهره گیرد (برای ارتباط دادن مواد درسی جدید با معلومات گذشته) كه این هرچه كلی‌تر ، گویاتر و پرمعناتر باشد ، به درك و یادگیری شاگردان یاری بیشتری می‌رساند .آزوبل همچنین معتقد است كه عوامل انگیزشی و نگرشی به طور مستقیم در پیشرفت یادگیری دریافتی و حفظ و نگهداری مطالب مؤثر است لكن در فرآیند یادگیری دخالتی ندارند فقط با بالابردن میزان توجه ، كوشش و آمادگی ، موجب تسریع و تسهیل یادگیری می‌شوند .آزوبل ، مهم‌ترین عوامل انگیزشی را سایق شناختی نامیده است كه نتیجه‌ی كنجكاوی ، علاقه و ادراك یادگیرنده است . اگر برنامه‌های درسی به گونه‌ای تنظیم شوند كه موفقیت دانش‌آموزان را در بر داشته باشند ، خود عواملی كارساز و درونی برای پیشرفت یادگیری به شمار می‌آیند و یادگیرنده را به آموختن بیشتر مشتاق می‌سازند و نیازی نیست كه نخست انگیزه‌ی لازم را در او به وجود آوریم تا شاگرد به یادگیری رغبت نشان دهد . به این جهت هرچه دانش‌آموزان بیشتر احساس موفقیت درسی داشته باشند و كمتر با شكست و ناكامی مواجه شوند ، سطح انگیزش و سایق شناختی آنان بالاتر می‌رود .

از نظر آزوبل معنـا مستــلزم وجود رابطه میان مواد جدید و مواد

قبـلی ( ساختمان شناختی) است . ساختمان شناختی متشكل از سلسله ای از مفاهیم ( زیرگروه سازها ) است كه ترتیب آنها تا حد زیادی مانند ترتیب مقوله ها در نظام رمزگردانی برونر است

این نظریه به فرآیندهای شناختی و ذهنی و تأثیر تجربه بر این فرآیندها بیش از یادگیریهای ناشی از شرطی شدن، اهمیت می دهد. در نظریه آزوبل، شرطی شدن، نوعی یادگیری ابتدایی و کم اهمیت تلقی شده است که بیشتر ویژه حیوانات و یادگیری های سطح پایین در انسان است. آزوبل در نظریه اش یادگیری معنادار را از یادگیری غیرمعنی دار متمایز کرده است. یادگیری معنی دار یعنی آن نوع یادگیری که در آن یادگیرنده بتواند مطلبی را که می آموزد به مطالب آموخته شده قبلی ربط دهد. یعنی اگر یادگیرنده بتواند مطلب جدید را به مطالبی که قبلا یاد گرفته است به نحوی مربوط سازد، یادگیری او معنی دار است. از سوی دیگر اگر مطلب جدید،به هیچ وجه قابل ربط دادن به مطالب قبلا آموخته شده نباشد، یادگیری آن مطلب معنی دار نخواهد بود و لازم است با تکرار و تمرین زیاد به صورت طوطی وار آموخته شود.

آموزش نمایشی از دیدگاه آزوبل بسیار مهم است چون معلومات را به گونه‌ای بامعنا و سازمان‌یافته به دانش‌آموزان عرضه می‌كند و یادگیری معنادار كلامی خود را بیانگر تجسم آموزش نمایشی می‌شناسد .

آمادگی یكی دیگر از شرایط نظریه‌ی معنادار آزوبل است . هم با رشد طبیعی دانش‌آموز و هم با زمینه‌های معلوماتی او وابستگی پیدا می‌كند.

به طور خلاصه:

سائق شناختی یک انگیزه درونی است که از کنجکاوی ها و علایق یادگیرنده نسبت به کشف ، دستکاری، درک و فهم و برخورد با محیط سرچشمه می گیرد

سائق شناختی جنبه اکتسابی دارد

سائق شناختی و یادگیری رابطه ای دو جانبه دارند

تاکید آزوبل بر یادگیری معنادار می باشد

مكتب های یادگیری

در روان شناسی پرورشی مكتب های یادگیری متعددی مطرح است ولی دو مكتب عمده كه در این مقال بیشتر به آن اشاره می كنیم وجود دارد كه بیشترین نظریه ها و قوانین یادگیری بر محور آن دو مكتب شكل گیری شده اند ، یكی مكتب رفتارگرایی و دیگری مكتب شناخت گرایی. از دیگر مكتب های یادگیـری مكتب انسان گرایی است

یكی از وظایف مهم روانشناسی پرورشی روشن ساختن آن دسته از نظریه ها و قوانین یادگیری است كه معلمان را در  وظیفه  آموزشی خود مدد می رسانند . 

1.     مكتب رفتار گرایی :

در اوایل دهه  1900، گرایشی به سمت رفتار به جای تفكر در ایالات متحده آمریكا پدیدار شد كه سرانجام به رفتارگرایی (behaviorism) شهرت یافت . این گرایش به نظریه های یادگیری انجامید كه عمدتاَ به رویدادهای عینی مانند محركها ، پاسخها و پاداشها مربوط بودند . این نظـریه پردازان معتـقد بودند كه محـرك ها ( شرایـطی كه به رفتــار منجر می شونـد ) و پاســـخها ( رفتار واقعی ) تنها جنبه های رفتار هستند كه مستقیماَ می توان آنها را مشاهده كرد ، بنابراین آنها متغیرهای عینی هستند كه می توانند در ایجاد علم رفتار به كارگرفته شوند .

 نظریه های رفتار گرا عبارت اند از نظریه های :

پاولف ، واتسون ، گاتری ، ثرندایك ، هال و اسكینر .

2.    مكتب شناخت گرایی :

نظریه های گشتالتی سردسته و بنیان گذار مكتب شناخت گرایی به حساب می آیند. روان شنا سان پیشاهنگ نظریه  گشتالتی چهار دانشـمند آلمـانـی با نام های ماكـس ورتایـمر ، ولفگـنگ كهـلر ، كرت كافكا و كرت لوین بوده اند كه از میان آنـها ورتایمر بنیانگذار رسمی این نظریه به حساب می آید . در مكتب شناخت گرایی فرایندهای شناختی بیشتر مورد توجه  هستند . این فرایندهای شناختی ، از جمله ادراك امور ، سازمان دادن اطلاعات ، تجزیه و تحلیل اطلاعات ، كسب دانش ، درك معنی و ایجاد انتظارات مستقیماَ قابل مشاهده نیستند . به باور روان شناسان شناختی ، یادگیرنده در نتیجه  یاد گیـری در ذهن یا حافـظه ی خود یك ساخت شناختی تشكیل می دهد كه در آن اطلاعات مربوط به رویدادهای مختلف نگهداری می شوند و سازمان می یابند . بنابراین از نظر این روان شناسان ، یادگیری ایجاد تغییر دررفتار آشكار نیست، بلكه ایجاد تغییر درساخت شناختی و فرایند ذهنی است . نظریه پردازان گشتالت از جمله اولین نظریه پردازان شناختی هستند و از دیگر نظریه پردازان این مكتب می توان از نظری های برونر ، ویگوتسكی ، پیاژه و آزوبل نام برد . 

نظریه های یادگیری

همانگونه كه گفته شد نظریه های یادگیری حاصل مكتب های یادگیری یا بالعكس بوده است كه در ابتدا به چند نظریه از نظریه های یادگیری مبتنی بر مكتب رفتار گرائی اشــاره  می كنیم :



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر